حضرت زينب سلام الله عليها

 

گلبرگ هایی از زندگی حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)

چکیده

در آن روز مبارک، ستاره درخشانی در آسمان تقوا طلوع کرد و گوهر گران بهایی در معدن فضیلت و انسانیت آشکار شد. نوگلی خوش بو که در دامان با فضیلت ترین و پاکیزه ترین بانوی جهان پرورش یافت. زینب، ماهی است که از پنج خورشید تابان بهره گرفت و آن گاه جهانی را روشنایی بخشید. این مقاله در برگیرنده گلبرگ هایی از زندگی حضرت زینب(سلام الله علیها) و بیان فضیلت های اخلاقی آن بانوی پارسا در کلام بزرگان دین و پژوهشگران جهان اسلام است.

دنیای زینب(سلام الله علیها)

¬زینب(سلام الله علیها)، نواده رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) مشعلی است که راه را برای کسانی که برای عقیده انقلاب می کنند، روشن ساخت.زینب، دختر علی(علیه السّلام) است؛ بانوی قهرمانی که شعله های خشم بر ضد باطل را برافروخت و دنیای ستم کاران را برآشفت.زینب(سلام الله علیها)،پاره تن حضرت زهرا(سلام الله علیها) و خواهر امام حسن و امام حسین(علیهما السّلام) است که مسئولیت خود را درراه انجام رسالت جاودانه با پایداری و اخلاص به انجام رساند.
در بلاغت چون علی و در صبوری چون حسن *** در شهامت چون حسین و در حیا چون مادر است
از کـــــمال عــلم و تــقوا شــد عــقیله نـام او *** هــمچو زهرا از هــمه زن هــای عالـم برتر است1

حضرت زینب(سلام الله علیها)، راوی حدیث

تذکره نویسان و دانشمندان علم رجال، زینب(سلام الله علیها) را از راویان و محدثان برجسته جهان اسلام دانسته اند. او از شخصیت هایی چون پدرش،امیرالمؤمنان علی(علیه السّلام) مادرش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)؛ ام ایمن؛ ام سلمه و افرادی دیگر از یاران پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله) روایت نقل کرده است. همچنین بزرگانی چون امام زین العابدین، جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس روایاتی از آن حضرت گزارش کرده اند. زینب، زنی دانشمند، سخنور، فصیح و بلیغ بود. او نایب خاص امام حسین(علیه السّلام) در لحظه های دشوار عاشورا به شمار می آمد و آن گاه که فرزند برادرش از شدت کسالت توان پاسخ گویی به سؤال کنندگان را نداشت، سخنان زینب (سلام الله علیها) حجت شرعی همگان بود. امام سجاد (علیه السّلام) خطاب به عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) می فرماید: «عمه جان! تو عالمی بی معلم هستی. تو انسانی فهمیده ای بی آن که کسی مطالب را به تو فهمانده باشد».2

چکیده

در آن روز مبارک، ستاره درخشانی در آسمان تقوا طلوع کرد و گوهر گران بهایی در معدن فضیلت و انسانیت آشکار شد. نوگلی خوش بو که در دامان با فضیلت ترین و پاکیزه ترین بانوی جهان پرورش یافت. زینب، ماهی است که از پنج خورشید تابان بهره گرفت و آن گاه جهانی را روشنایی بخشید. این مقاله در برگیرنده گلبرگ هایی از زندگی حضرت زینب(سلام الله علیها) و بیان فضیلت های اخلاقی آن بانوی پارسا در کلام بزرگان دین و پژوهشگران جهان اسلام است.

دنیای زینب(سلام الله علیها)

¬زینب(سلام الله علیها)، نواده رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) مشعلی است که راه را برای کسانی که برای عقیده انقلاب می کنند، روشن ساخت.زینب، دختر علی(علیه السّلام) است؛ بانوی قهرمانی که شعله های خشم بر ضد باطل را برافروخت و دنیای ستم کاران را برآشفت.زینب(سلام الله علیها)،پاره تن حضرت زهرا(سلام الله علیها) و خواهر امام حسن و امام حسین(علیهما السّلام) است که مسئولیت خود را درراه انجام رسالت جاودانه با پایداری و اخلاص به انجام رساند.
در بلاغت چون علی و در صبوری چون حسن *** در شهامت چون حسین و در حیا چون مادر است
از کـــــمال عــلم و تــقوا شــد عــقیله نـام او *** هــمچو زهرا از هــمه زن هــای عالـم برتر است1

حضرت زینب(سلام الله علیها)، راوی حدیث

تذکره نویسان و دانشمندان علم رجال، زینب(سلام الله علیها) را از راویان و محدثان برجسته جهان اسلام دانسته اند. او از شخصیت هایی چون پدرش،امیرالمؤمنان علی(علیه السّلام) مادرش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)؛ ام ایمن؛ ام سلمه و افرادی دیگر از یاران پیامبر اعظم(صلّی الله علیه و آله) روایت نقل کرده است. همچنین بزرگانی چون امام زین العابدین، جابر بن عبدالله انصاری و ابن عباس روایاتی از آن حضرت گزارش کرده اند. زینب، زنی دانشمند، سخنور، فصیح و بلیغ بود. او نایب خاص امام حسین(علیه السّلام) در لحظه های دشوار عاشورا به شمار می آمد و آن گاه که فرزند برادرش از شدت کسالت توان پاسخ گویی به سؤال کنندگان را نداشت، سخنان زینب (سلام الله علیها) حجت شرعی همگان بود. امام سجاد (علیه السّلام) خطاب به عقیله بنی هاشم، زینب کبری (سلام الله علیها) می فرماید: «عمه جان! تو عالمی بی معلم هستی. تو انسانی فهمیده ای بی آن که کسی مطالب را به تو فهمانده باشد».2

 

زینب (سلام الله علیها) در کلام بزرگان
مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در مورد معرفت و عظمت حضرت زینب(سلام الله علیها) چنین می فرماید: « ارزش و عظمت زینب کبرا(سلام الله علیها) به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است. کار او، نوع حرکت او، به او این طور عظمت بخشید. ... زینب زنی نبود که از علم و معرفت بی بهره باشد، بالاترین علم ها و برترین و صاف ترین معرفت ها در دست او بود. در آن ساعت های بحرانی[کربلا] که قوی ترین انسان ها نمی توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانی کرد و او را برای شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین بن علی(علیه السّلام) هم که دنیا ظلمانی شد و دل ها و جان ها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نوری شد و درخشید. زینب به جایی رسید که فقط والاترین انسان های تاریخ بشریت- یعنی پیامبران- می توانند به آن جا برسند».3

علامه شرف الدین

علامه مجاهد، سید عبدالحسین شرف الدین(رحمت الله) درباره حضرت زینب (سلام الله علیها) می نویسد: «خوش اخلاق تر، پاک سرشت تر وبزرگوارتر از آن حضرت دیده نشد؛ به جز همان پدر و مادری که او را به دنیا آوردند. او از جمله زنان کمیابی بود که هیچ عاملی بردباری اش را از وی نگرفت و بر او چیره نشد. زینب در تیز هوشی، پاکی روح، نرمی احساس، نیرومندی، پایداری و استواری دل و جان، آیتی از آیات الهی در والاترین شکل شجاعت و اوج گیری روحی بود».4

علامه سید محسن امین

علامه سید محسن امین در مورد حضرت زینب(سلام الله علیها) می نویسد:« زینب(سلام الله علیها) از زنان برجسته و والا بود.فضیلتش مشهورتر از آن است که لزومی به یادآوری داشته باشد و به نوشته آید. برتری، برجستگی و نیرومندی برهان، خردمندی و استواری روحیه، فصاحت گفتار و رسایی سخنانش که گویا از زبان پدرش امیرمؤمنان علی(علیه السّلام) فرو می ریخت ،

از خطبه های کوفه و شامش به خوبی به دست می آید. جای شگفتی از زینب نیست که این چنین باشد؛ زیرا او شاخساری از شاخه های درخت پاک نبوت و تبار هاشم بود. جدش، رسول خدا(صلّی الله علیه و آله)؛ پدرش، وصی آن حضرت؛ مادرش حضرت زهرا(سلام الله علیها) و برادران پدر و مادری اش، حسنین بودند و چیز بی سابقه ای نیست که شاخه همان گونه باشد که اصل و ریشه اش بدان گونه است».5

علامه مامقانی

علامه مامقانی در مورد حضرت زینب (سلام الله علیها) می فرماید:« زینب(سلام الله علیها)، خردمند زن خاندان بنی هاشم است. او بعد از مادرش از ویژگی های برجسته ای برخوردار بود که هیچ زن دیگر بدان پایه نرسید تا آن جا که گفته شده او صدیقه صغرا و در حجاب و پاک دامنی یکتا بود. او در پایداری، نیروی ایمان و پرهیزکاری نمونه و در فصاحت و بلاغت به گونه ای بود که گویا سخنانش از زبان امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرو می ریزد».6

علامه نقدی

علامه شیخ جعفر نقدی در کتاب خود زینب کبرا(سلام الله علیها) درباره آن بانوی والا مقام می نویسد: « زمینه پیدایش این بانوی پاک و بزرگوار و جای پرورش این گوهر ارزنده، دامان نبوت بود.
او در خاندان رسالت رشد یافت. شیر وحی را از زهرای بتول نوشید و غذای بزرگواری را از دست پسر عموی پیامبر تغذیه کرد. از این رو، پیدایشی پاکیزه و پرورشی روحانی یافت. جامه بزرگی و شکوه بر تن کرد و قبای پاک دامنی و شرف پوشید. پنج تنی که اصحاب کساء بودند، آموزش و پرورش و آراستنش را بر عهده گرفتند. وه چه آموزگاران و استادان خوبی! با وجود آن بزرگواران، زینب به آموزگار دیگری نیاز نداشت».7

حسن قاسم

ادیب دانشمند، حسن قاسم در کتابش حضرت زینب(سلام الله علیها) می نویسد:« بانوی پاک و پاکیزه، زینب دختر امام علی بن ابی طالب (علیه السّلام)، پسر عموی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) ویار و یاور دو ریحانه آن حضرت، دارای شریف ترین نسب و گرامی ترین شخصیت خانوادگی، کامل ترین روحیه و پاک ترین دل هاست. او نمونه زهد، پرهیزکاری، عفاف و شهامت است. اگر فضایل انسانی را یکایک بشمرند و از وفا، سخاوت، صفا، شجاعت، خویشتن داری، دانش، عبادت، پاک دامنی و پارسایی سخن به میان آید، زینب(سلام الله علیها)، بهترین مثال برای جلوه های تمام فضایل است».8

پی نوشت ها:

1. احمد صادقی اردستانی، زینب قهرمان دختر علی(علیه السّلام)، نشر مطهر، 1376، چ3، ص 99.
2. معاونت آموزشی دفتر تبلیغات اسلامی، ره توشه راهیان نور، ناشر دفتر تبلیغات اسلامی، 1376، چ1، صص 264و263.
3. حدیث ولایت مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1377، چ1، ج8، صص 214 و 215.
4. علامه شرف الدین، عقیلـة الوحی، ص 24، به نقل از: شیخ احمد رحمانی همدانی، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، شادمانی دل پیامبر(صلّی الله علیه و آله)، ترجمه: حسن افتخارزاده سبزواری، نشر بدر، 1373، چ1، ص 922.
5. علامه سید محسن امین، اعیان الشیعه، ج33، ص 191؛ به نقل از همان، ص 923.
6. فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) شادمانی دل پیامبر(صلّی الله علیه و آله)، صص 923و924.
7. علامه نقدی، زینب الکبری، ص 19، به نقل از : همان، ص 923.
8. فاطمه الزهرا(علیها السّلام)؛ شادمانی دل پیامبر(صلّی الله علیه و آله)، ص 927.

 

روایات نقل شده از زینب کبری علیهاالسلام

در باره شخصیت روایی حضرت زینب علیهاالسلام، علمای بزرگی سخن گفته‏اند؛ از جمله:

ابوالفرج اصفهانی میگوید: زینب عقیله دختر علی ‏بن ابی‏طالب، مادرش‏ فاطمه دختر رسول خداست و او همان كسی است كه ابن‏عباس از او كلام حضرت فاطمه (علیه‌السلام) را در فدك نقل می‏كند و می‏گوید: حدیث كرد مرا عقیله ما زینب دختر علی (علیه‌السلام)...

در انساب الطالبیین می‏خوانیم: زینب كبری دختر امیرمومنان (علیه‌السلام) كه كنیه‏اش ‌ام الحسن بود، از مادرش زهرا (علیهاالسلام) روایت می‏كرد.

مرحوم سید نورالدین جزایری، در خصائص الزینبیه، ویژگی موثقه ‏بودن زینب را طرح می‏كند و می‏نویسد: «از جمله القاب آن محترمه ‏"موثقه‏"(مورد اعتماد) است، كه آن مكرمه مورد وثوق خلاق عالم و حضرت سیدالشهدا، و حضرت سجاد (علیهماالسلام) بوده‏اند و لذا حافظ ودایع الهیه و اسرار محمدیه بوده، بلكه محل وثوق كلیه مردم بوده ‏و لذا حضرت سیدالساجدین (علیه‌السلام) هر وقت ‏بیان اخبار و احادیث می‏فرمود و می‏خواست كه در اذهان مردم جای گیرد و از او بپذیرند، به ‏عمه‏اش اسناد می‏داد و از آن مخدره نقل می‏فرمود و كذالك ابن ‏عباس با این كه مقبول القول بود، مع ذالك می‏گفت: «حدثتنا عقلیتنا.»

آیة الله خویی می‏نویسد: از مادرش سلام الله علیها روایت ‏می‏كند. و جابر فقیه(1) و عباد عامری از او روایت می‏كنند. این همه نشان از اوج مقام ‏روایی حضرت زینب (علیهاالسلام) دارد كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.

گواهی می‏دهم كه پدرم، محمد، بنده و فرستاده اوست. پیش از آن‏ كه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیغمبری تشریف انتخاب ‏بخشید و به نامی نامید كه سزاوارش بود و این هنگامی بود كه ‏آفریدگان از دیده نهان بودند و در پس پرده‏ی بیم نگران و در پهنه‏ی بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پایان كار همه‏ كارها را دانا بود و بر دگرگونی‏های روزگار محیط، بینا و به ‏سرنوشت هر چیز، آشنا.

راویان حدیث از زینب کبری علیهاالسلام

باید توجه داشت كه ارزش روایات نقل شده از حضرت زینب (علیهاالسلام) فراتر از روایاتی است كه راویان دیگر نقل كرده‏اند، زیرا این بانوی ‏بزرگ خود عالمه‏ای غیر معلمه بود و روایاتی را كه نقل می‏كرد، بی هیچ شبهه‏ای، معتبر و مستنداند. حتی روایت‏هایی كه در سنین‏ كودكی از او نقل شده‏اند. این بانوی بزرگوار كه پنج سال قبل از وفات رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به دنیا آمد، از مادرش فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، پدرش ‏علی (علیه‌السلام)،اسمأ بنت عمیس، و‌ ام ایمن روایت نقل می‏كرد. شمار راویان از وی بسیارند كه می‏توان به: علی ‏بن حسین (علیه‌السلام)، ابن عباس، محمد بن عمر، عطأ بن سائب، فاطمه بنت الحسین، محمد بن جابر، عباد عامری و ... اشاره كرد.

حال به بیان برخی از روایات نقل شده از حضرت زینب علیهاالسلام می‎پردازیم.   

وسیله ارتباط خلق و خالق

ابوبكر با این سند: محمد بن زكریا، جعفر بن محمد بن عماره ‏كندی، پدرش، حسین بن صالح، دو مرد از بنی‏هاشم، از حضرت ‏زینب (علیهاالسلام) دختر علی (علیه‌السلام) روایت كرد كه زینب علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحنُ وسیلتهُ فی‏ خلقهِ و نحنُ خاصته و محل ‏قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه انبیائه...»؛ «ما وسیله‏ ارتباط خدا با مخلوق‏های او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكی‏ها، ما راهنماهای روشن خداییم و وارث پیامبران او هستیم‏.»

 

 

بهشت جایگاه شیعیان

ابی‏حجاف (از محمد بن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع، بلید بن سلیمان (از ابی‏حجاج، محمد بن عمرو هاشمی) از زینب دختر علی (علیه‌السلام) نقل كرد كه فاطمه علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام: ان رسول الله قال لعلی اما انك یابن ‏ابی‏طالب و شیعتك فی‏الجنه‏»، «و سَیجی‏ء اقوام ینتحلون حبكَ ثم‏ یمرقونَ مِنَ الاسلامِ كما یمرق السهم مِن الرمیه»؛ رسول خدا به ‏علی (علیه‌السلام) فرمود: «ای پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودی قومی می‏آیند كه از دوستی تو سخن می‏گویند. آنگاه از اسلام فرار می‏كنند، مانند پرت شدن تیر از كمان.»

 

دوستی آل محمد صلی الله علیه و آله

روایتی مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد كه با این اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد علی بن الحسین زین العابدین (علیه‌السلام) عن ‏فاطمه بنت ابی عبدالله الحسین (علیه‌السلام) عن زینب بنت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) عن فاطمه بنت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) قالت: الا مَن ماتَ عَلی حُب آل محمد ماتَ شهیداً»؛ «آگاه باشید هر كسی كه ‏بر دوستی آل محمد بمیرد، شهید است.»

 

خطبه نور

یكی دیگر از احادیثی كه حضرت زینب علیهاالسلام نقل كرد، خطبه طولانی حضرت ‏زهرا علیهاالسلام در مسجد مدینه است. حدیثی كه در متن آن ده‏ها حدیث ‏درخشنده وجود دارد و بسیاری از احادیثی كه از حضرت فاطمه علیهاالسلام نقل می‏شود، مربوط به همین حدیث طولانی است. ما برای اختصار تنها به ترجمه بخشی از آن بسنده می‏كنیم. علاقه‏مندان را به‏ مطالعه منابع آن ارجاع می‏دهیم.

ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت و تاویل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت‏های آن آشكار و آنچه در باره ماست، پدیدار و برهان آن روشن و از تاریكی گمان به كنار و آوای آن ‏در گوش، مایه آرام و قرار.

«در این روز حضرت زهرا علیهاالسلام چادر به سر كرد و با همراهی جمعی ‏از بانوان وارد مسجد شد. ابوبكر و عده‏ای از مهاجران و انصار حاضر بودند. به احترام آن بانو پرده سفیدی آویختند. قبل از آغاز سخن، ناله‏ی جانسوزی كرد كه بسیاری از حاضران گریستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند، فاطمه علیهاالسلام فرمود:

شكر نعمت:

«ستایش خدای را بر نعمت‏هایی كه ارزانی داشت و سپاس او را بر اندیشه نیكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمت‏های فراگیر كه از چشمه لطفش جوشید و عطاهای فراوان كه بخشید و نثار احسان كه ‏پیاپی بخشید. نعمت‏هایی كه از شمار افزون است و پاداش آن از توان بیرون و درك نهایتش، نه در حد اندیشه ناموزون. سپاس را مایه فزونی نعمت نمود و ستایش را سبب فراوانی پاداش فرمود و به خاطر در خواست پیاپی، بر عطای خود افزود.

 

دیدگاه توحیدی:

گواهی می‏دهم خدای جهان یكی است و جز او خدایی نیست. نشان این ‏گواهی، درستی و بی‏آلایشی است و پایبندان این اعتقاد، دل‏های با بینش و راهنمای رسیدن بدان، چراغ دانش. خدایی كه چشم‏ها او را نمی‏توانند ببینند و گمان‏ها چگونگی او را نمی‏دانند.

فلسفه آفرینش:

همه چیز را از هیچ پدید آورد و بی‏ نمونه‏ای افشا كرد، نه به ‏آفرینش آن‏ها نیازی داشت و نه از آن خلقت، سودی برداشت. جز آن‏ كه خواست قدرتش را آشكار سازد و آفریدگان را بنده‏وار بنوازد و بانگ دعوتش را در جهان اندازد. پاداش را در گرو فرمانبرداری ‏نهاد و نافرمانان را به كیفر بیم داد، تا بندگان را از عقوبت ‏برهاند و به بهشت‏ بكشاند.

خلقت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله):

گواهی می‏دهم كه پدرم، محمد، بنده و فرستاده اوست. پیش از آن‏ كه او را بیافریند، برگزید و پیش از پیغمبری تشریف انتخاب ‏بخشید و به نامی نامید كه سزاوارش بود و این هنگامی بود كه ‏آفریدگان از دیده نهان بودند و در پس پرده‏ی بیم نگران و در پهنه‏ی بیابان عدم سرگردان. پروردگار بزرگ پایان كار همه‏ كارها را دانا بود و بر دگرگونی‏های روزگار محیط، بینا و به ‏سرنوشت هر چیز، آشنا.

خاندان اهل بیت حرام‏های خدا را بیان دارنده است و حلال‏های او را رخصت دهنده و مستحبات را نماینده. و شریعت را راه‎گشاینده و این همه را با رساترین تعبیر، گوینده و با روشن‏ترین بیان رساننده.

فلسفه بعثت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله):

محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را برانگیخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را كه مقدر ساخته بود، به انجام رساند. پیغمبر كه درود خدا بر او باد.

دید هر فرقه‏ای دینی گزیده و هر گروه در روشنایی شعله‏ای خزیده ‏و هر دسته‏ای به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را كه ‏می‏شناسند، از خاطر سترده‏اند.

پس خدای بزرگ تاریكی‏ها را به نور محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) روشن ساخت و دل‏ها را از تیرگی كفر بپرداخت و پرده‏هایی را كه بر دیده‏ها افتاده بود، به یك سو انداخت. سپس به اهل مجلس‏ نگریست و چنین فرمود:

عهد بندگان با خدا:

شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام و حاملان دین و احكام و امانت‏داران حق و رسانندگان آن به خلق هستید. حقی را از خدا عهده‎‏دارید و عهدی را كه با او بسته‏اید، پذیرفتار.

جایگاه اهل بیت (علیهم السلام):

ما خاندان را در میان شما به خلافت گماشت و تاویل كتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت‏های آن آشكار و آنچه در باره ماست، پدیدار و برهان آن روشن و از تاریكی گمان به كنار و آوای آن ‏در گوش، مایه آرام و قرار و پیرویش راهگشای روضه رحمت ‏پروردگار و شنونده آن در دو جهان رستگار است. دلیل‏های روشن ‏الهی را در پرتو آیت‏های آن می‏توان دید و تفسیر احكام واجب او را از مضمون آن باید شنید. حرام‏های خدا را بیان دارنده است و حلال‏های او را رخصت دهنده و مستحبات را نماینده. و شریعت را راه‎گشاینده و این همه را با رساترین تعبیر، گوینده و با روشن‏ترین بیان رساننده.

فلسفه احكام:

سپس ایمان را واجب فرمود و به آن زنگ شرك را از دل‏های شما زدود و با نماز، خودپرستی را از شما دور نمود. روزه را نشان‏دهنده دوستی خالص ساخت و زكات را مایه افزایش روزی بی‏دریغ و حج را آزماینده درجه دین و عدالت را نمودار مرتبه یقین و پیروی ما را مایه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستی ما را عزت مسلمانی و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب ‏بقا زندگانی، وفای به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن ‏پیمانه و وزن را مانع از كم فروشی و كاهش قرار داد.

تبعیت از نهی خدا:

فرمود می‏خواری نكنند تا تن و جان از پلیدی پاك سازند و زنان ‏پارسا را تهمت نزنند تا خویش را سزاوار لعنت نسازند. دزدی را منع كرد تا راه عفت پویند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طریق یكتاپرستی جویند. پس چنان كه باید، ترس از خدا را پیشه ‏گیرید و جز مسلمان نمیرید. آنچه فرموده است ‏به جا آرید و خود را از آنچه نهی كرده، باز دارید كه تنها دانایان از خدا می‏ترسند.

خداوند زكات را مایه افزایش روزی بی‏دریغ و حج را آزماینده درجه دین و عدالت را نمودار مرتبه یقین و پیروی ما را مایه وفاق و امامت ما را مانع افتراق و دوستی ما را عزت مسلمانی و باز داشتن نفس را موجب نجات و قصاص را سبب ‏بقا زندگانی، وفای به نذر را موجب آمرزش و تمام پرداختن ‏پیمانه و وزن را مانع از كم فروشی و كاهش قرار داد.

من فاطمه دختر محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) هستم:

مردم! چنان كه در آغاز سخن گفتم، من فاطمه‏ام و پدرم محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است. همانا پیغمبری از میان شما به سوی شما آمد كه رنج ‏شما بر او دشوار بود و به گرویدن شما امیدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار بود. اگر او را بشناسید می‏بینید او پدر من است؛ نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من است؛ نه مردان شما. او رسالت ‏خود را به گوش مردم رساند. آنان را از عذاب الهی ترساند. فرق‏ و پشت مشركان را به تازیانه توحید خست و شوكت ‏بتپرستان را در هم شكست تا جمع كافران را از هم گسست. صبح ایمان دمید و نقاب از چهره حقیقت فرو كشید. زبان پیشوای دین در مقال شد و شیاطین سخنور، لال.

بعثت، صعود از ذلت ‏به اوج عزت:

در آن هنگام شما مردم بر كنار مغاكی(گودی و گودال، شیار و جای پست و گود) از آتش بودید خوار و در دیده همگان بی‏مقدار. لقمه هر خورنده و شكار هر درنده و لگدكوب ‏هر رونده بودید. نوشیدنی‏تان آب گندیده و ناگوار، خوردنی‏تان ‏پوست جانور و مردار بود. پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه ‏و همجوار تا آن كه خدا با فرستادن پیغمبر خود، شما را از خاك ‏مذلت ‏برداشت و سرتان را به اوج رفعت ‏برافراشت.

علی (علیه‌السلام) كیست؟

پس از آن همه رنج‏ها كه دید و خستگی كه تحمل كرد، رزم‏آوران ‏ماجراجو و سركشان درنده‏خو و جهودان دین به دنیا فروش و ترسایان حقیقت فروش، از هر سو به وی تاختند و با او نرد مخالفت‏ باختند. هرگاه آتش كینه افروختند، آن را خاموش ساخت‏ و گاهی كه گمراهی سر برداشت، یا مشركی دهان به بیهودگی گشاد، برادرش، علی را در كام آنان انداخت. علی باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت و كار آنان را با دم شمشیر یكسره كرد. او این رنج را برای خدا می‏كشید و برای تحقق اوامر خدا تلاش می‏كرد و در آن خشنودی پروردگار و رضای پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را می‏دید و سروری ‏اولیای خدا را می‏خرید. همواره دامن به كمر زده نصحیت كننده، تلاش و كوشش كننده بود.

فرمود می‏ خواری نكنند تا تن و جان از پلیدی پاك سازند و زنان ‏پارسا را تهمت نزنند تا خویش را سزاوار لعنت نسازند. دزدی را منع كرد تا راه عفت پویند و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص، طریق یكتاپرستی جویند.

نفاق رخ نمود:

اما شما در آن روزها در زندگی راحت، آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید. وقتی خدای تعالی همسایگی پیغمبران را برای ‏رسول خویش گزید، دورویی آشكار شد و كالای دین بی‏خریدار. و گمراهی دعوی‎دار و هر گمنامی سالار و هر یاوه‏گویی در كوی و برزن و در پی‏ گرمی بازار. شیطان از كمینگاه خود سر برآورد و شما را به خود دعوت كرد و دید چه زود سخنش را شنیدند و سبك در پی ‏او دویدند و در دام فریبش خزیدند و به آواز او رقصیدند... .»

پینوشت:

1- جزء سوم باب معرفة الكبائر، حدیث 1754.

منبع :سایت تبیان به نقل از ماهنامه كوثر، ش 32 .