گفتم کجا گفتا به خون       

گفتم چه وقت گفتا کنون          گفتم چه وقت گفتا کنون

گفتم سبب گفتا جنون               گفتم نرو خندید و رفت

گفتم که بود گفتا که یار            گفتم چه گفت گفتا قرار

گفتم چه گفت گفتا قرار

گفتم چه زد گفتا شرار           2گفتم بمان نشنید و رفت

گفتم چه زد گفتا شرار             گفتم بمان نشنید و رفت

آندم بریدم از زندگی دل   که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم        او سوی مقتل من سوی قاتل

او می دوید و من می دویدم       2او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم      او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم            او از کمر تیغ من آه باطل

او می برید و من می بریدم        او از حسین سر من غیر از او دل

او می برید و من می بریدم        او از حسین سر من غیر از او دل

آندم بریدم از زندگی دل              که آمد به مسلخ شمر سیه دل

او می دوید و من می دویدم 

او سوی مقتل من سوی قاتل

او می دوید و من می دویدم    

او سوی مقتل من سوی قاتل

او می نشست و من می نشستم    

او روی سینه من در مقابل

او می کشید و من می کشیدم    

او از کمر تیغ من آه باطل

او می برید و من می بریدم      

او از حسین سر من غیر از او دل

او می برید و من می بریدم      

او از حسین سر من غیر از او دل

او می برید و من می بریدم       

او از حسین سر من غیر از او دل